على محمدى

35

شرح اصول استنباط ( فارسى )

شرعيه ندارد آرى به مناسبت اينكه در مقدمه اول سخن از وضع به ميان آمد اين مطالب طرح شده و بجا بود كه يا اصلا طرح نشود و يا مستقلا طرح شود ) واضع اوليه لغات مختلفه كيست ؟ آيا واضع خداوند است ؟ يا افراد بشر ؟ و بر فرض كه بشر باشد آيا فرد معينى از افراد انسانها است ؟ آيا همهء افراد بشر ؟ در اين زمينه سه نظريه وجود دارد : 1 - مشهور اصوليين شيعه برآنند كه واضع لغات براى معانى همهء افراد بشر مىباشند به مقتضاى قوهء نطقى كه خداوند در نهاد آنها به وديعت گذاشته و اين نظريه را تفصيلا در شرح اصول فقه ج يك از زبان مصنف ره بيان نموده‌ام و اعاده نمىكنم . 2 - عده‌اى برآنند كه واضع هر لغتى فرد خاصى است و حتى براى واضع لغت عرب يعرب بن قحطان را نام برده‌اند ولى اين نظريه باطل است چون اگر هر لغتى مؤسس ويژه‌اى داشت حتما نام او در تاريخ همان لغت سبط و ضبط مىشد و مطلب به اين مهمى مجهول نمىماند در حالى كه حتى به صورت خبر واحد هم بيانى و گزارش نرسيده . 3 - اشاعره معتقدند كه واضع لغات ذات اقدس خداوندى است و عقيدهء صاحب اصول استنباط همين است و براى اثبات اين مطلب مىفرمايند : در قرآن مىخوانيم : خداوند جناب آدم ابو البشر ( ع ) را همسر آفريد سپس وى و همسرش جناب حوّا را در بهشت اسكان داد ( وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ ) سپس به آنان وحى فرمود كه مجازيد از نعمتهاى بهشتى استفاده كنيد « وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما » و آن را از نزديك شدن به شجرهء معيّنى نهى فرمود « وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ » . . . و سخنان ديگرى كه با آنان داشت « قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً . . .